تحلیل بیداری اسلامی و تأثیرات آن بر تروریسم جهانی و فرهنگ غربی
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، مفهوم بیداری اسلامی به عنوان یک پدیده مهم در خاورمیانه و فراتر از آن شناخته شده است. این جنبش با ریشهگیری در بازگشت به اصول اسلامی، به ترویج ایدئولوژیهای مختلفی از جمله وهابیت و اخوان المسلمین پرداخته و تأثیرات عمیقی بر تروریسم بینالمللی و جامعه غربی داشته است.
از دهه ۱۹۷۰ میلادی، مفهوم «بیداری اسلامی» یا «الصحوه الاسلامیه» در خاورمیانه و مناطق دیگر به تدریج گسترش یافته و به موضوعی مورد توجه پژوهشگران و تحلیلگران تبدیل شده است. به نظر شیخ یوسف القرضاوی، این پدیده به معنای تجدید حیات مسلمانان از طریق بازگشت به ریشههای اسلامی و پیروی از سلف صالح است و در این راستا، به تألیف دهها کتاب و برگزاری هزاران برنامه پرداخته شده است.
استفان لاکروا، محقق فرانسوی، در کتاب خود با عنوان «زمان بیداری» به ترکیب فقه وهابی و ایدئولوژی اخوان المسلمین اشاره میکند و آن را منبعی برای شکلگیری جنبشهای خشونتآمیز اسلامی سنی میداند. این جنبش که با نامهای مختلفی چون احیای اسلامی و نوسازی اسلامی شناخته میشود، در تلاش است تا با استفاده از واژه «بیداری» به تجدید دین در هر قرن اسلامی استناد کند و خود را به عنوان یک نیروی پیشرو معرفی نماید.
جنبش بیداری اسلامی به سه کانون اصلی عربستان سعودی، مصر و پاکستان مرتبط است که شخصیتهای مهمی چون محمد بن عبدالوهاب، حسن البنا و ابوالأعلی مودودی را به عنوان بنیانگذاران آن معرفی میکند. در این راستا، شخصیتهای برجستهای از جمله سید قطب و ایمن الظواهری نیز در شکلگیری و ترویج این جنبش نقش مؤثری ایفا کردهاند. تحلیلها نشان میدهند که این جنبش همواره از شعارهای خاصی برای جذب پیروان استفاده کرده و دشمنان خود را شامل غرب، اسرائیل و حاکمان مسلمانی که به شریعت عمل نمیکنند، معرفی کرده است.
