وای اگر پناهجوی بینام و نشان باشی
بسیاری از رسانهها با انتشار اخبار و شرایط برخی از پناهجویان که عنوانهایی را همراه خود داشتند در تسریع، تعیین و تکلیف پناه آنها نقش به سزایی داشتهاند. اما گروهی دیگر که مورد توجه رسانهها قرار نگرفتهاند در عمل مهجور ماندهاند.
رادیو کوچه
« محبت نیوز» - شاید تب و تاب بحث پناهجویان بعد از انتخابات به اندازه روزهای اول و جریان دستگیریهای گروهی و برخوردهای خشن فیزیکی بعد انتخابات نباشد ولی هنوز گروهی هستند که نه تنها تکلیف روشنی ندارند بلکه به نظرشان رسانهها میتوانستهاند به آنها برای سامان گرفتن و یافتن کشور ثالث همراهی کنند اما مورد بیمهری آنها قرار گرفته و در عمل در شرایط بلاتکلیف به سر میبرند.
اجازه بدهید تاکیدی بر این که آیا این افراد نیز به طور واقع در فشار بودهاند یا نه و یا این که آیا حق داشتهاند از این پوشش رسانهای برخوردار باشند نکنم. چرا که شاید بسیاری از ما میشناسیم کسانی را که با «کیسسازی» و پروندهسازی در واقع پناهنده شدهاند. این عده اگر چه قلیل اما در عمل تصویر نامناسبی را برای سازمانهای فعال در این زمینه و به خصوص کمیساریای عالی امور پناهندهگان سازمان ملل فراهم کردهاند.
چندی پیش در یک گفتوگوی خصوصی با یکی از اعضای کمیساریای عالی که وظیفه بررسی پروندههای پناهجویان در شرق آسیا را بر عهده داشت شنیدم که به طنز اشاره میکرد «جالب است که همه ایرانیهایی که به ما مراجعه میکنند دارای سابقه مبارزه سیاسی، زندان، شکنجه و تهدید به ترور و دستگیری هستند» او همچنین اشاره میکرد که برایش جالب است با این همه مبارز و معترض اتفاقی برای جمهوری اسلامی نمیافتد. وی اشاره داشت که درصد بسیاری از این افراد حتا ابتداییترین ادعاهای خود را نمیتوانند اثبات کنند.
چندی پیش نیز در ترکیه وقتی درصدد تهیه گزارشی بودم یک افسر ترک در شهر آنکارا به من میگفت که ما اینجا ایرانی هایی را میشناسیم که با همسر و فرزندشان کیس پناهجوییشان را «همجنسگرایی» اعلام کردهاند.
شاید این بخشی از فشارهای ناهنجار اجتماعی باشد که این افراد را وادار به طرح موضوعهایی این چنین میکند، اما تکلیف آن گروه که نه کیسسازی کردهاند و نه مورد توجه رسانهها قرار گرفتهاند چیست.
بله ممکن است این افراد دارای کیسهای ویژهای نباشند اما به حد دیگر افراد یا نباید مورد توجه سازمانها و ارگانهایی که وضعیت پناهجویان ایرانی را دنبال میکنند، قرار میگرفتند؟
«رامین جهانپناه» یک پناهجوی عادی است. نه روزنامهنگار و نه فعال مدنی، بنابر اظهار خودش یک روز پس از انتخابات ۸۸ ایران در خیابان فاطمی دستگیر شده است. چندی را در بند ۲۴۰ گذرانده. حسابرس «خانه کارگر» بوده و پس از آزادی به قید وثیقه به دلیل دفاع خانه کارگر از میرحسین موسوی در انتخابات مانند بسیاری دیگر از شاغلهای این نهاد به دلیل کاهش بودجه و فشارهای اجتماعی و تهدید شغلش را از دست داده است.
او پس از مدتی به دلیل عدم روشن بودن وضعیت زندگیاش در ایران به کشور تایلند رفته و درخواست پناهندهگی داده. اما میگوید وضعیت اش مورد توجه هیچ کس قرار نگرفته است. میگوید او در شرایطی است که نمیداند در آینده چه در انتظارش است.
رامین جهانپناه میتواند مانند بسیاری از دیگر پناهجویان جزو یکی از دستههایی باشد که در بالا از آنها یاد کردم. اما مهم اینجا است انتشار شرایط بد هر ایرانی و در هر کجا و هر علتی میتواند یکی از وظایف رسانههایی باشد که همیشه با دقت وضعیت افرادی را دنبال کردهاند.
آقای جهانپناه در یکی از شهرهای دور افتاده تایلند اینک مانند چند ایرانی دیگر منتظر تعیین و تکلیف شرایطاش است. پول ندارد. شغل ندارد. تایید رسمی از سازمان ملل هنوز نگرفته است. بنابر گفته خودش نمیتواند دیگر به ایران باز گردد. همسر و فرزندش در جایی در ایران به طور مخفی زندگی میکنند.
- By mohabatnews.com
- 1391/07/03